مرتضى راوندى
29
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كوشش فاتحان براى ترويج زبان خود ، زبانهاى ايرانى به سختى مقاومت كردند ، فقط تعدادى لغات و اصطلاحات عربى با فاتحان عرب و كيش آنان وارد كشورهاى ايرانى زبان گشت ؛ بخش عظيمى از آنها ، كه به هزاران لغت بالغ مىگردد ، تا امروز هم در زبانهاى ايرانى باقى ماندهاند ؛ مانند : « علم » « اسلام » و « معلّم » و « كتاب » و « لباس » و « درس » و « مكتب » و جز اينها ؛ ولى ساختمان دستورى و ذخيرهء اصلى لغوى زبانهاى ايرانى ، استوار و پايدار ماند . » « 1 » و زبان فارسى با گذشت زمان رشد و تكامل يافت و با اينكه زبان عربى در دوران معينى زبان رسمى و دولتى گرديد ، امّا هرگز عامهء مردم شهرى و روستايى ، زبان ديرين خود را از كف ندادند ؛ فقط سران اشراف براى حفظ موقعيت اجتماعى خود با تازيان ، نزديك شدند و تا حدى زبان فاتحان را پذيرفتند در جريان برخورد ايرانيان با اعراب ، چنان كه اشاره شد ، هزاران لغت عربى وارد زبان فارسى شد و به قدرت و توانايى زبان فارسى افزود ، در ميان زبانهاى زندهء كنونى ايران ، زبان پارسى ، تاريخ 2500 ساله دارد ، برخى ديگر چون افغانى « پشتو » فقط از قرن پانزدهم به اين طرف داراى آثار مكتوب مىباشند . چنان كه مىدانيم ، زبان فارسى بهصورت زبان گفتگو و محاوره نخست در سرزمين پهناور خراسان و ماوراء النهر منتشر گرديد ، ولى با گذشت زمان ، قلمرو سياسى و ادارى اين زبان از سرزمينهاى مسكونى فارسىزبانان تجاوز كرد و پس از قرن هشتم و نهم ميلادى در سرزمينهاى آذربايجان ، كردستان ، آسياى صغير ، هندوستان و تركستان چين ، زبان فارسى ، بهعنوان زبان كتابت و ادب و علم و لسان رسمى ادارى و دولتى بسيارى از كشورهاى خاور نزديك و ميانه و در زندگى تاريخى و فرهنگى اقوام مزبور نقش مهمى را ايفا نموده است . پس از ظهور اسلام ، زبان فارسى حيات پرفراز و نشيبى را از سر گذرانيد ، فاتحان براى گسترش اسلام به هر اقدامى كه مفيد مىدانستند دست زدند . . . ابوريحان بيرونى مورخ و دانشمند بزرگ ايران و عالم اسلام ، دربارهء امحاى مآثر فرهنگى خوارزم باستانى ، به هنگام تصرف آن خطه بهدست « قتيبة بن مسلم » حاكم عرب خراسان ( 712 ميلادى ) چنين مىگويد : « . . . قتيبه ، كسانى را كه خط خوارزمى را نيك مىدانستند و از روايات و حكايات قديم آن اطلاع داشتند ، و علوم خوارزميان را مىآموختند ، نابود كرد و در معرض همهگونه شكنجه و آزار قرار داد و آن ( روايات ) چنان پنهان شدند كه حتّى ديگر نمىتوان
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 240 به بعد . ( به اختصار )